آستروك بُنسنيور (متوفا 1280)، در خدمت هيماي فاتح (سيزدهم ـ 2)، بود و او در كتاب‌ تاريخش بارها از آستروك نام مي‌برد و او را مأمور مذاكرات حساسي با مسلمانان مرسيه كرده‌ بود. يهودا در سال 1287 در جريان فتح مينوركا به‌عنوان مترجم به خدمت آلفونسوي سوم‌ درآمد، ولي بيشتر در خدمت هيماي دوم عادل (شاه آراگون 1291 ـ 1327)، بود و در سال‌1294كاتب عربي او در بارسلون شد و در سال‌هاي 1305 و 1310 امتيازات ديگري به‌دست‌ آورد. يهودا در سال 1305 از پرونس ديدار كرد. پسر يهودا به نام آستروك (آستروك بن يهودا بنسنيور) در حدود 1331 ـ 1334 پزشك آلفونسوي چهارم (شاه 1327 ـ 1336) بود.
يهودا بنسنيور مجموعه‌اي از امثال را براي هيماي دوم از عربي به كاتالان ترجمه كرد. اين‌ ترجمه پيش از سال 1298 آغاز شد. ميان اين كتاب و مختارالجواهر ابن جبرول وجه اشتراك‌ زيادي هست‌، مختارالجواهر يك بار به وسيله‌ٴ شخصي ناشناس و بار ديگر به وسيله‌ٴ يوسف‌ قمحي (دوازدهم ـ 2)، به عبري ترجمه شد. بسياري از امثال شرقي است‌، چندتايي ممكن است‌ داراي ريشه‌ٴ يوناني باشد و تعداد كم‌تري داراي منشأ لاتيني و مسيحي‌. يعقوب صديق در سال‌1402مجموعه‌ٴ امثال يهودا را از كاتالان به كاستيلي ترجمه كرد. اين يعقوب صديق در اوكلا زاده‌ شد، پزشك لورنزو سوارز دو فيگوئِرُوا حاكم سانتياگو بود (دايرةالمعارف يهود، 7، 30) و ترجمه را به درخواست او انجام داد.
هيماي دوم در سال 1313 فرمان داد به‌خاطر برگردان ((عربي به رومي‌)) كتابي پزشكي‌به نام‌ ahahnyµhal ــ كه نتوانستم آن را بشناسم ــ يك هزار سُليدوس به يهودا پرداخت شود.1

1 ـ د. مترجمان از عربي به عبري

موسي بن سليمان بوكري

موسي بن سليمان بوكري‌،2 فيلسوف يهودي لانگدوكي و مترجم عربي به عبري‌. بوكر بر رود رُن‌ و در نزديكي نيم‌3 واقع است‌. موسي در ربع اول سده‌ٴ چهاردهم در سالُن (نيمه‌راه آرل به اِكس‌) برآمد. او معلم قالونيموس بن قالونيموس بود.
او شرح ابن رشد بر مابعدالطبيعه‌ٴ ارسطو را از عربي به عبري ترجمه كرد،4 هم‌چنين خلاصه‌اي‌ از شرح ابن رشد بر طبيعيات ارسطو را به عبري نوشت‌. اين‌كه قالونيموس بن قالونيموس آن شرح‌ را ترجمه (او در سال 1316 تلخيص را ترجمه كرد) يا موسي از ترجمه‌ٴ قالونيموس استفاده كرده‌


ٴRubio i Llunch 2, 22, 1921 .1
Moses Ben Solomon of Beaucaire .2
Nimes .3
4. اين ترجمه به‌غلط به همنام او موسي بن سليمان سالرنويي نسبت داده شده كه در حدود 1240 ـ 1250 برآمد و شرحي بر موره نبوكيم نوشت و پسر او اشعيا هم بر آن حاشيه‌اي نوشته است (اشتاينشنيدر، ص 433، 1893).